داستان‌‌های نوجوانان ›
Skip to content

قمر واقعاً زن بود!……………………………………………………………………………………………………………………۷۳

- باید درباره‌­اش خوب فکر کنم، به قول مامان‌بزرگ تا حرف پخته نشده نباید روی سینی ریخته بشه، مگه نه مامان‌بزرگ؟

ملودی این را گفت و هرچه قدر مهسا اصرار کرد، هیچ نگفت. مهسا موبایل­‌اش را درآورد و گفت: «ببین مامانم اس‌‌ام‌اس زده، بیا بریم…»

previous next