داستان‌‌های نوجوانان ›
Skip to content

قمر واقعاً زن بود!……………………………………………………………………………………………………………………۷۷

مادربزرگ گفت: «یادمه قمرالملوک تصنیف قشنگی خونده بود به اسم «مارش جمهوری» که عارف قزوینی شعر اونو نوشته بود… ولی اون موقع شهربانی جلوی اون آهنگ رو می‌­گیره و قمر کلی به خاطر اون مصیبت می­‌کشه… یه بار وقتی قمر رو احضارش کردن تا بگن تصنیف مارش جمهوری رو نخونه، فکر کرد ممکنه زندونیش کنن و سال­‌ها تو هلفدونی بمونه، برای همین قبلش یه عالمه سفارش به دوست و آشنا کرد… چون دیده بود که یکی از دوستای دیگه‌­اش یعنی میرزاده‌ی عشقی که چندتا تصنیف هم برای قمر نوشته بود، کشته شده بود. اینا یه سری هنرمندای مشروطه‌خواه بودن که همه‌شون کلی دردسر تو زندگی‌شون کشیدن، قمر هم با اونا بود… وقتی ملک‌الشعرای بهار رو زندونی کرده بودن قمر، تصنیفی رو که شعرش رو ملک‌الشعرا نوشته بود خوند و همین، به آزادی بهار کمک کرد… تو این مملکت قبل از قمرالملوک وزیری هر کسی آواز می‌­خوند یا مجیز پادشاه­‌ها رو می­‌گفت: «اگر شه، روز را گوید شب است این / بباید گفت اینک، ماه و پروین» و از این جفنگیات یا اگه خیلی هنر می‌­کرد آهنگای مسخره می‌­خوند، اصلاً آهنگ نبود، لودگی بود… اگه هم زن خواننده­‌ای پیدا می‌­شد فقط تو دربار سلاطین واسه‌ی از ما بهترون می‌خوند… ولی توی دوره‌ی مشروطه کسایی پیدا شدن مثل ملک‌الشعرای بهار، مثل عارف قزوینی، مثل میرزاده‌ی عشقی که حرف از وطن و ملت زدن و شعرهای ملی خوندند. قمرالملوک هم با اونا همراه شد و با صدای صاف و نازنینی که داشت شعرهای اونا رو می‌­برد میون مردم کوچه و بازار. تصنیف­‌های ملی و میهنی رو همه جا می‌­خوند. به خدا هر جا می‌­رفتی مردم کوچه و بازار داشتن تصنیف‌­های اونو می‌خوندن… برای همین بود که زورگوها و اونایی که مخالف زنان بودن خیلی اذیت­ش می‌­کردن ولی در عوض، بین مردم احترام داشت… مثلاً یادمه یک بار رفته بودیم همدان برای کنسرت… رفتیم توی یه قهوه‌خونه که دیدیم به جز یک پسر نوجوون که داشت گریه می‌­کرد کسی نیست، قمرالملوک که اصلاً نمی‌­تونست گریه‌ی کسی رو ببینه، پسربچه رو نوازش کرد که چرا گریه­‌اش گرفته و این حرفا. پسر هم گفت که آژان­‌ها اومدند اوستاش را بردند کمیسری!»

ـ مامان‌بزرگ کمیسری دیگه کجاست؟

ـ قدیما به شهربانی می­‌گفتند کمیسری. خلاصه قمر همین‌طور که پسرک رو نوازش می‌­کرد و از کیف­‌اش کلوچه­‌ای به اون می­‌داد علت­‌اش رو پرسید.

previous next